سیندخت 139

از مدتها قبل - شاید بشه گفت حدودا یه سال!- ابر جادویی رو خریده بودم! اما نمیدونم چرا اصلا استفاده نکردم یعنی دروغ که حناق نیست(!) اصلا به ذهنم نرسید که به درد چه کارایی میخوره! فقط از اون اول نیتم این بود که اگه واقعا جادوییه باید بلکاهای کنار لوله بخاریمون که سیاه شده رو تمیز کنه که خب نکرد! و منم از همون روز انداختمش توی کشوی کابینت و دیگه محض رضای خدا نگاهشم نکردم! چند وقت پیش توی فکر کنم سایت هنرآشپزی بود دیدم همه به عنوان یه وسیله که حکم آچار فرانسه براشون داره ازش یاد میکنن! توی برنامه هام نوشتم که حتما این بار ازش استفاده کنم مخصوصا برای تمیز کردن مایکروفر و زودپز که بدنشون استیل هست حتما به کارش ببندم! امروز...فقط همین قدر بگم که میخوام تو این هفته برم و یه ۷-۸-۱۰ تایی ازش بخرم! مخصوصا که ماشین ظرفشوییم به هیچ صراطی سفید نمیشد! یعنی یه قسمتاییش لک شده بود و با هر چی بگی امتحان کردم ولی تمیز نمیشد که نمیشد اما الان انگار تازه خریدیمش! کلی دوستش دارم حالا!
-----------------------------------------
نمیدونم تا حالا تجربه کردین که ناخن شست پاتون تا وسط بشکنه و ... بعدش هم قابل تصوره دیگه!!من الان در چنین وضعی به سر میبرم!!
-----------------------------------------
باشگاه رفتن روحیه خوبی بهم داده...اصلا فکر نمیکردم اینقدر لذت ببرم...به گمان خودم اجبارا می رم و بعد از جلسه دوم دیگه قیدشو می زنم...اما نه...وابسته شدم به اون دستگاهها ، به اون جو شاد ، به اون موسیقی های محرک ، به آدمایی که سلامتی و تناسبشون براشون اهمیت داره...
------------------------------------------
دلم یه سفر میخواد...نمیدونم به کجا...فقط به یه مکان جدید...که تا حالا ندیده باشم...خیلی خیلی خیلی دلم سفر میخواد!
------------------------------------------
اینم ببینید!!
------------------------------------------
شبامون محدود شده به شام خوردن و دیدن مناظره ها ، مستندها و گفتگوهای انتخاباتی! خب کمی تا قسمتی طبیعیه ولی اینکه بنجامین باتن رو به خاطر این برنامه ها مجبور شدیم نصفه کاره رها کنیم حرصمو در آورده! یه کم باید تنوع توی تفریحاتمون ایجاد بشه...یه جورایی باید یه سری کار جدید به روزمرگی های دونفرمون اضافه کنیم...مخصوصا حالا که آقاهه برای دفاع از پایان نامش یه ترم دیگه هم مهلت داره و این ما رو دیروز خیلی خوشحال کرد!
-------------------------------------------
من و دلم هرگز نبوده ایم با هم تا یک بهار
و در زندگی من
نبوده است
جز یکصد نوبهار...
ولادیمیر مایاکوفسکی

