سیندخت 138
خدا نخواست و نشد...هر چند اولش کلی به هم ریختم و هر جور دلم خواست با آقاهه طفلکی رفتار کردم اما اون بزرگ منشانه سعی کرد منو آروم کنه و این اتفاق در فاصله جاده کرج و میدون انقلاب افتاد!!! ساناز جون درست حدس زده بود...یه موقعیت شغلی خوب - یا نه بهتره بگم خیلی خوب - برام جور شد که همه شرایطش عالی بود به استثنای مکانش! جاده مخصوص کرج...البته اونم مساله ای نبود ولی از جاده باید منتهی میشد به یه خیابون خیلی خیلی پرت و طولانی که آقاهه به محض دیدنش گفت اگه سرویس نداشته باشه من نمیذارم بیای و متاسفانه سرویس نداشت و من این بار خودم یه موقعیت عالی رو رد کردم...با هیچ شرطی مخالفت نکردن و این خیلی برام جالب بود...اما خب...بازم میگم حتما قسمت نبود! از اونجا آقاهه داشت می رفت اداره که با کلی اداهای سیندختانه ازش خواستم نره! و اونم سریع تماس گرفت و گفت نمیاد! و کلی خوش خوشانم شد! رفتیم و انقلاب گردی کردیم..." خرده جنایت های زناشوهری" رو خیلی دوست داشتم بخونم و گرفتمش...شیرینی فرانسه هم میعادگاه همیشگی ما بود...و بعد از اون راهی خونه شدیم...
اما هنوز استراحت نکرده نگاه کردیم و دیدیم پشت در خونه مامان ایناییم! شب خوبی بود...هر چند معده درد لعنتی دوباره سر و کلش پیدا شده!
------------------------------------------------
حرفش هست که مامان و بابا دیگه توی اون خونه زندگی نکنن و برن جای دیگه...خیلی از این موضوع خوشحالم...اما...یه غم پنهان ته قلبمه و اون ندیدن اتاق دخترانگیهامه...اتاقی که در و دیوارش بوی سیندخت اون روزا رو میده لااقل برای من...اتاقی که شاهد درس خوندن های من ، شب بیداری ها و کتابخوانی ها ، نت گردی ها و پیدا کردن آقاهه و با هم شدنمون، حساب و کتابهامون قبل از عروسی و و و بوده...اما خب هدف متعالی تر از اینه که من بخوام خاطره هامو اونجا نگه دارم! مامان داره روز به روز بیشتر توی خودش میره هر چند مرتب در حال خنده و شادیه...ولی جای خالی دو تا عزیز زندگیش مرتب بهش رو میاره...و البته رفتنشون هنوز ۵۰ درصدش طی شده و من از خدا می خوام قطعی شدنشو خودش امضا کنه...که اگه خدا بخواد دیگه می افته آخر تابستون...
-------------------------------------------------
اینم دستور مرغ کیک و گردو و اینم ژله
-------------------------------------------------
داشتم آرشیومو می خوندم...چقدر بزرگ شدم!!!
-------------------------------------------------
همه ی جان و تنم...وطنم وطنم وطنم وطنم

